الناالنا، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 11 روز سن داره

النادخترشیطون

ده ماهگی

چهاردست پا میرفتی جوجوپربازی میکردی سرپا وایمیسادی دیگه بابا میگفتی دوتادندان درآوردی ...
4 اسفند 1392

9ماهگی

سینه خیز می رفتی بای بای میکردی نی نی میگفتی چیزی میخواستی بده میگفتی تلفن یا آیفون زنگ میخورد سریع میگفتی کیه چیه میگفتی ...
4 اسفند 1392

دوباره بابلسر

تازه رفته بودی توهشت ماه ازخونه جدید راضی نبودیم برای اینکه حال وهوامون عوض شه با عمه اینا رفتیم بابلسر عمونادر باخانوادشم ازتبریز اومده بودن ...
4 اسفند 1392

مسافرت

سه ماهت که شد مدرسه داداشی تموم شد با هم رفتیم شهرستان خونه آنا دوقلوها رادیدیم اونا یه ماه ازتو بزرگ ترن رحیم پسرعمه زهرا اونم تقریبا یه ماه ونیم از توبزرگتره ببخشیدابجی السانا یادم رفت السانا تازه به دنیا اومده بود هنوز یه ماهش نشده بود ...
4 اسفند 1392

خانه جدید

دیگه بزرگ شده بودی ماما میگفتی میتونستی تنها بشینی ازواوان اثاث کشی کردیم به شهریار نزدیک محل کاربابا   ...
4 اسفند 1392

عروسی عمو

شهریور شش ماهت که تموم شد رفتیم عروسی عموقادر۲۱ شهریوربود خیلی خوش گذشت اخه توعاشق اهنگ وشادی ورقصی
29 بهمن 1392