سال جدید
عزیزم موقع سال تحویل خیلی خوشحال بودی سال تحویل خونه بودیم بعدسال تحویل مامان جون وباباجون بادایینا اومدن قراربودصبح زودرابیفتیم به سمت شهرستان مامان جون وباباجون باما اومدن ...
نویسنده :
مامانی
15:50
واکسن
عزیزم امروزرفتیم قدووزن عالی بودی خانمی بهت واکسن زدگریه کردی ...
نویسنده :
مامانی
16:01
بدون عنوان
بدون عنوان
روز تولدت با شکوهترین روز هستیست روزی که آفریدگارتورابه جهان هدیه داد به زمین خوش آمدی فرشته مهروزیبایی تولدت مبارک دخترگلم ...
نویسنده :
مامانی
22:53
شب تولد
دخترمامان جمعه شب برات تولدگرفتیم عمه خدیجه عمو،نگار،ندا،سحر،قمرباجی،بامامان جون وباباجون مهمونمون بودند تولد تولدگفتیم توخیلی خوشت اومده بودبالاپایین می پریدی می رقصیدی دستتوکردی توکیک کردی نذاشتی یه عکس تکی باکیکت بگیریم پاتم رفت توکیک مالیدی به فرش دخترم خیلی شیطونی کردی:-* ...
نویسنده :
مامانی
22:51
تولدت مبارک
الو
قربونت برم چن روزی یادگرفتی دستتومیزاری توگوشت میگی الوبابادردر:-*
نویسنده :
مامانی
18:39
قدم قدم
دخمل مامان دیگه چن قدمش شده پنج شش قدم دار ی رامیوفتی عسلکم اول جرات نمی کردی ولی الان دیگه خوشت اومده خودت تنهایی پا میشی چن قدم رامیری یه هفته دیگه یه ساله میشی چه زودگذشت انگارهمین دیروزبود به دنیا اومدی
نویسنده :
مامانی
1:29
11ماهگی
دیگه بزرگ داری میشی گلم شیطونیات زیاد شده بابا-مامان داداش دردر کیه چیه بده همرو خوب میگی تلفن حرف میزنی بای بای میکنی وقتی میرقصی دستاتو تکون میدی وقتی پیام بازرگانی شروع میشه نگودیگه میخکوب میشی دالی بازی میکنی میخوای یه چیزی بدی قول میزنی نمیدی بلدی خودتوبرا بابا لوس کنی وقتی میگم النا نکن بده انگشت اشارتوتکون میدی دیگه میخوای راه بری سه چهار قدمی برمیداری باکنترل تلویزیونو خاموش روشن میکنی کانالاشوعوض میکنی دیگخ چی بگم از شیطونیات کمه ...
نویسنده :
مامانی
17:12






