رشت کیاشهر
پنج شنبه 22 خردادبابا اومدخونه استراحت کرد فرداش نیمه شعبان بود بعدمامان جون وباباجون اومد ن رفتیم شمال دوروزه رفتیم خیلی خوش گذشت مخصوصا به توتازه یاگرفته بودی می خواستی صداکنی دادمیزدی ببیییییییییییین ...
نویسنده :
مامانی
18:46
تعطیلات خرداد
دخمل گلم حسابی سه روز تعطیلی خرداد93رو خوش گذروند آبجی السانا بامامان وباباش اومده بودن خونمون یه روز رفتیم پارک جوانمردان دسته جمعی با عمه اینا فرداش رفتیم جاده چالوس تو والسانا که آتیش میسوزوندین انقدشیطونی وبازی میکردین شبا ازخستگی ناله میکردین حسابی خوش گذشت حیف زود رفتن ...
نویسنده :
مامانی
18:18
غذاخوردن
نازنازی من میخوادمستقل بشه خودش غذاشوبخوره ولی بلدنیس میریزه همه جا باقاشق ماست وزدی پاشیدصورت داداشی وای وای ازدست توقاشقم که ازت میگیریم خودتومیکوبی زمین یالج میکنی میکوبی سرداداش آخه باپسرمن چیکارداری ...
نویسنده :
مامانی
20:00
یه روزخوب توپارک جوانمردان
رفتیم باداداشی وباباپارک حسابی بازی کردی وشیطونی خوش گذشت ...
نویسنده :
مامانی
19:53
دندونای بالا
دردونه ی من این روزامامانشو شبااذیت میکنه یه دندون ازبالادراوره یکی دیگش می خواد دراره سخته می دونم لثه هات سفته سخت دندون درمیاری
نویسنده :
مامانی
19:49







